مؤلف مجهول

مقدمه 15

تاريخ سيستان

عصر داخل بوده و اتفاقا غالب آن لغات را بلعمى هم استعمال كرده است ، از قبيل استعمال ( حرب ) عموما بجاى جنگ و ( صعب ) عوض سخت و ( عظيم ) و ( هول ) و ( قوّت ) و ( هزيمت ) بجاى بزرگ و بيم يا بيمناك و نيرو و گريز - يا استعمال كلمات دولتى عربى مانند : عامل ، خراج ، سلطان ( بمعنى دولت ) ، وفد ، جبايت ، قضاوت ، مستحّث ، خطبه ، جابى ، ناحيت ، ولايت ، دخل ، شحنه ، امير شرط ، امير حرس ، قصّه ، مصادره ، جريده ، مظالم ، و بسى نظاير و امثال اين لغتها كه بوسيلهء حكمرانان عرب در ضمن اداره كردن مملكت بجاى مانده و نيز گاهى ديده شده كه همان تشكيلات كلمات فارسى را از تشكيلات قديم ايران اخذ كرده و در ضمن تشكيلات خود به كار بسته و درين كتب داخل شده است ، مانند جهبذ و بندار و دفتر و ديوان و جامگى و بريد و راهدان و رهدار و بدرقه و امثال اينها و بديهى است كه در عصر اين كتاب رسميّت با لغات عربى بوده و به همان سبب در تمام كتب فارسى قديم اين قبيل لغات عربى در عبارات زياد ديده مىشود - ولى چه در ساير كتب قديم و چه در اين كتاب از لغات متداول رسمى عربى كه بگذريم ديگر همهء كلمات يا بيشتر آنها بفارسيست . رابعا - از حيث لغات غريب فارسى هم از روش اين كتاب پيداست كه حتى الامكان سعى داشته است از آن لغات احتراز جويد ، چه بسيارى لغات فارسى است كه در شعر مىبينيم ولى در اين كتاب نميبينيم ، و از اينرو ميتوان پنداشت كه نويسندگان كتب تاريخى در قديم الايام ساعى بوده اند كه چنان بنويسند كه همهء مردم توانند خواند و دانست ، و از درج لغات مشكل و وحشى خوددارى داشته اند ، لذا هر گاه ازين جنس لغتى در اين كتب به نظر رسد بايد گفت كه آن لغت در زمان خود يكى از لغات متبادر بذهن و معمولى عصر بوده است ، و اتفاقا چنين لغاتى در اين كتاب زياد نيست و بالنسبه بتركيب كلمات و قواعد صرف و نحو و اصطلاحات قديمى كه در آن ديده مىشود لغت وحشى و كهنه در آن كمتر است . اما در چگونگى لغات و قواعد نحو و صرف : در اين كتاب اين گونه اختصاصات بسيار است چنان كه تمام كتب فارسى قديمى نيز اختصاصاتى دارند و اگر بخواهيم همهء آن اختصاصات و استعمالات را ضبط كنيم خود